چرا نتونستیم از ظرفیت های دهنه سر سفیدرود استفاده کنیم؟
یکی از سوالات اساسی بنده در سالهای اخیر این بود که: چرا دهنه سر با داشتن تعداد زیادی جوان تحصیلکرده ( آقا و خانم ) و دارا بودن موقعیت جغرافیایی و اکوسیستمی بسیار ایده آل، هنوز نتونسته از ظرفیت گردشگری خودش استفاده کنه؟ چرا دهنه سر سفیدرود از این حیث جزو عقب افتاده ترین روستاهای گیلان و بلکه ایران هست؟
چرا دهنه سر که میتونست به عنوان روستای نمونه گردشگری در استان باشه همراه با ثروت آفرینی بسیار بالا، نه تنها هیچ استفاده ای نکرد بلکه نرخ بیکاری و سطح فقرِ اون نسبت به سایر روستاهای منطقه بالاتره؟
سالها پیش یکی از دغدغه های اصلی بنده فقدان مدیریت یکپارچه اقامتگاهی و گردشگری در دهنه سر سفیدرود بود. اون موقع تعداد سوئیتهای اجاره ای دهنه سر بسیار کم بود و در محوطه سرپیچ هم هیچ خبری از دکه ها نبود و هربار که به اتفاق خانواده یا دوستان میومدم دهنه سر همیشه تحت الشعاع این سوال بودم که: « چرا این روستا هیچ برنامه ای برای توسعه نداره؟ چرا برای جذب این همه گردشگر که در طول سال وارد گیلان میشن دهنه سری ها هیچ کاری نمیکنن ؟ و... »
بعد ها که تعداد خونه های اجاره ای بیشتر شد و دکه های سر پیچ هم شروع به فعالیت کردن ، از نظر کیفیت و جذابیت بصری اونقدر پایین بودن که نه تنها نمیشد اونا رو به عنوان مرکز اقامتگاهی معرفی کرد بلکه تا حدودی مایه ی سرافکندگی هم بودن!
صد البته در این میان ، عزیزانِ دکه دار یا مالکان سوئیت ها چندان مقصر نبودن چون به هر حال اونا هم به اندازه توانایی مالی که داشتن اقدام به فعالیت کرده بودن!
به همین دلیل بود که مدلهای مختلف گردشگری رو مورد پایش و آنالیز قرار دادم. مدلهای داخلی و خارجی. از اقامتگاههای هندی و تایلندی گرفته تا مجتمع های گردشگری ترکیه و یمن و مصری و... !
باید طرحی ارائه میشد که دارای چند ویژگی مهم باشه. یکی اینکه همه ی اهالی روستای دهنه سر منتفع بشن از مزایای اون. دوم اینکه دارای حداقل های استاندارد و زیبایی و کیفیت باشه. سوم اینکه بشه به عنوان مرکز گردشگری روستایی ثبت کرد. و از همه مهمتر تامین سرمایه اولی بود!
نتیجه اون تحقیقات که در نهایت بهش رسیدم و حتی الگوی اولیه و طرح توجیهی مربوطه رو هم نوشته بودم این بود : « تاسیس یک شرکت تعاونی گردشگری »
تاسیس یک شرکت تعاونی اقامتگاهی و گردشگری علاوه بر اینکه میتونست روی تمام سوئیت ها و خانه های اجاره ای مدیریت یکپارچه داشته باشه، به نحو بسیار بارز و چشمگیری میتونست محوطه سرپیچ رو هم به یک اقامتگاه بسیار زیبا و استاندارد تبدیل کنه با ظرفیت گردشگر پذیری بسیار زیاد! علاوه بر اینا فرایند اشتغال زایی بسیار مطلوبی هم ایجاد میکرد.
و مهمتر از همه اینکه یک منبع پایدار ثروت آفرین برای روستا هم تبدیل میشد که همه اهالی دهنه سر میتونستن از اون منتفع بشن!
اکوسیستم دهنه سر به گونه ای هست که با داشتن مولفه بسیار مهم زیر میتونست در ارتباط با گردشگری و جذب هزاران توریست در طول سال یک مرجع بسیار ارزشمند ثروت آفرین و اشتغال باشه. برخی از این مولفه ها عبارتند از:
۱: کمترین فاصله ساحل با جاده اصلی
۲: دارا بودن تالاب بزرگ طبیعی ر نزدیکی روستا
۳: دارا بودن رودخانه اصلی
۴: طولِ ساحلی مطلوب
۵: دارا بودن هتل مجهز و مطلوب
۶: دسترسی مطلوب به سه شهر مهم شرق گیلان
۷: ظرفیت بصری ساحل و دریا
۸: دسترسی مطلوب به بازارهای هفتگی منطقه
۹: ده ها هکتار زمین مناسب برای ایجاد ابنیه های اقامتگاهی و گردشگری
و...
باتوجه به محاسبات انجام شده اگر فرایند جذب گردشگر در دهنه سر به صورت یکپارچه و در قالب یک شرکت تعاونی انجام میشد امروز این روستا یکی از ثروتمند ترین روستاهای کشور بود و هیچکدام از خانواده های دهنه سری مشکل فقر نداشتن. همچنین نرخ بیکاری اون هم به صفر میرسید!
اون چیزی که روستای ما امروز داره نه تنها اصلأ مطلوب و با کیفیت نیست بلکه به نظر بنده حتی نمیشه اونا رو به دوست و رفیق و آشنا معرفی کرد. دهنه سر با همین شرایط جغرافیایی و اکوسیستمی اگه در هرکجای دنیا بود، بزرگان ، مردم و تحصیلکردگانش کاری میکردن که جزو روستاهای نمونه گردشگری جهان بشه!
البته هنوز هم دیر نشده و میشه یک اقدام اساسی انجام داد. چه در قالب همین شرکت تعاونی گردشگری و یا در قالب سایر طرح های توسعه ای!
نویسنده: امید قربانی
سربازان اسرائیلی با ایبوگایین سرپا هستند
شراب شناسی در ایران باستان/ امید قربانی
اگر آفند نکنیم شکست ما قطعی ست/ امید قربانی